شنبه , ژانویه 16 2021
fatr
Ana Sayfa / آخرین نوشته / “یولوموز هایقیردان تبریزه چاتار” – تاجیکی ،

“یولوموز هایقیردان تبریزه چاتار” – تاجیکی ،

به مناسبت سالروز قیام آزربایجان در خرداد 1385

خونی که آزربایجان در خرداد برای ما داد.

اگر تاکنون نیزنام قیام های خرداد 1385 که یکی از بزرگترین قیام های تاریخ معاصر بخصوص بعد از انقلاب است به گوشتان نخورده، چندان هم مساله عجیبی اتفاق نیافتاده است. چرا که آن زمان نه شبکه های اجتماعی به گستردگی امروز بود و نه حرکت هویت گرایانه اتنیکها به این درجه از اهمیت رسیده بود. از سوی دیگر تلاش سیستماتیک دولت برای سانسور کردن ابعاد این قیام مردمی بزرگ را نیز باید یکی از دلایل اصلی این بی خبری احتمالی شما عنوان نمود.
سانسور های شدید و عدم وجود شبکه های اجتماعی در آن روزها اصلی ترین عوامل بایکوت شدن بزرگترین قیام مردمی بعد از انقلاب در جغرافیای ایران بود.
امروز اما بهانه ای برای پنهان ماندن بزرگترین قیام مردمی در این جغرافیا وجود ندارد.
تاریخ حادثه برمیگردد به 22 اردیبهشت 1385، که در صفحه ی کودک و نوجوان روزنامه ی ایران مطلب طنزی با عنوان، چه کنیم که سوسک ها سوسکمان نکنند. منتشر میشود.
در این مطلب طنز که از کاریکاتور سوسک استفاده شده، به زبان طنز (بخوانید توهین) درباره چگونگی مقابله با سوسک در قالب دو شخصیت سوسک و یک پسر بچه نوجوان پرداخته شده.
در تمامی کاریکاتورها سوسک به زبان تاجیکی صحبت میکند، اما در یکی از بخش ها از کلمه تورکی [نمنه] به معنی چه می گویی استفاده شده است. در این متن آمده : مشکل اینجاست که سوسک زبان آدم حالیش نمیشه، دستور زبان سوسکی هم آنقدر سخته که خود سوسک ها هم بلد نیستن و ترجیح میدهند به زبان های دیگر حرف بزنند.
در ادامه شیوه های برای مبارزه با سوسک ها پیشنهاد میشود، شیوه های شبیه به حذف مخالفان سیاسی و مدنی ملل غیرتاجیک بخصوص ملت تورک!
جالب اینجاست که نویسنده این مطالب تسلط عجیبی نیز به لهجه های مختلف زبان تورکی از جمله لهجه قاشقایی دارد و با اضافه کردن پسوند “اینگ” به آخر کلمات، عملا این لهجه را نیز مورد هجمه قرار میدهد.
برای اینکه منظور دقیق این توهین دریافت شود نیاز به هوش عجیب و غریبی وجود ندارد، هر انسانی که زبان تاجیکی را در حد خواندن و نوشتن میداند میتواند منظور این مقاله و کاریکاتور را متوجه شود.
نویسنده وکاریکاتوریست این اتفاق مدعی ایست که این فقط یک اتفاق عادی بوده است. عادی نبودن این توهین آنقدر آشکار است که نیاز به هیچ توضیحی وجود ندارد.
این مساله آنجا کاملا آشکار میشود که نویسنده و یا گروهی که نویسنده را هدایت می کنند به شیوه های زبان تورکی در ایران نیز آگاهی دارد و از وجود نون غنه در بین برخی از ترکان از جمله قاشقایی ها باخبر است، و این تلفظ نون غنه در قاشقایی را در یک پرانتز آورده و می نویسد: هنوز هیچ کس نفهمیده کدوم فعلشان İng می گیرد.
چند روز از این مقاله میگذرد و همین روزنامه مقاله دیگری را تحت عنوان چنگیز می میرد به چاپ می رساند، این مقاله در نهایت مستهجنی و بی شرمی به تورکان توهین میکند.
چند روز بعد از این توهینات در حالیکه قاشقایی ها در سانسور و بی خبری از این اتفاقاتند، دانشجویان بزرگترین شهر تورک نشین ایران یعنی تبریز، شروع به تجمعاتی اعتراض آمیز علیه این توهینات می کنند.
دانشجویان تبریز برای بردن یک نامه اعتراضی به استانداری بر علیه این توهینات به صورت دست جمعی به خیابان آمده و به سوی استانداری حرکت میکنند، اما پلیس ضد شورش راه را بر دانشجویان تبریزی می بندد و با زد و خورد فراوان مانع رسیدن دانشجویان و نامه شان به استانداری میشود.
در این بین بازار تبریز دست یاری به دانشجویان میرساند و درکنار دانشجویان قرار میگیرد. همراهی بازار تبریز با دانشجویان بر شدت برخورد ضد شورش می افزاید و پلیس خیلی زود استفاده از گاز اشک آور و شلیک مستقیم گلوله به معترضین را آغاز میکند.
در همان ساعات ابتدایی شمار زیادی کشته و زخمی میشوند، در روزهای بعد در حالیکه اتفاقات آزربایجان به صورت صد در صد سانسور میشود، اعتراض به تمامی شهرهای آزربایجان از جمله اردبیل، زنجان، قزوین،اورمو، خیوو، مراغه، قوشاچای، خوی، سولدوز و … کشیده میشود. این در حالیست که یکی از اصلی ترین اهداف این توهینات یعنی تورکان قاشقایی از این اعتراضات و این توهینات بی خبر در سانسور مانده اند. و آزربایجان مجبور است جور همه ی آن ها را بکشد.
اعتراضات در آزربایجان به یکی از بزرگترین قیام های تاریخ این جغرافیا تبدیل میشود، اما همچنان در سانسور کامل است.
در اورمو دفتر روزنامه ایران، ساختمان رادیو و تلوزیون به آتش کشیده میشود. در شهرهای اردبیل، سولدوز و خیوو نیز پلیس به شدت و با حمله مستقیم شمار زیادی را شهید میکند.
در این قیام بزرگ که سراسر آزربایجان را فرامیگرد دست کم پنجاه نفر کشته می شود. هزاران نفر زخمی و ده ها هزار نفر دستگیر میشوند. ده ها نفر به طرز وحشیانه ای دست و پا بسته در استخر ائل گؤلوی تبریزی انداخته میشوند و زجر کش میشوند.
به گزارش های جنبش فعالان آزربایجان شمار دستگیر شدگان در این اعتراضات 12 هزار نفر اعلام میشود. قیام آزربایجان هفته ها موضوع اصلی مجلس ایران نیز میشود. که در مجلس به رقم کمتری از واقعیت ها اعتراف میشود.
دامنه اعتراضات به کشورهای تورک منطقه نیز کشیده میشود و در تورکیه و آزربایجان شمالی مقابل سفارت ایران دست به اعتراض زده میشود.
روزنامه های تورکیه و آزربایجان این قیام را در تیتر اول روزنامه های خود قرار میدهند. درگیری بین نمایندگان تبریز و برخی نمایندگان در مجلس بالا میگیرد. علی اکبر اعلمی نماینده کلان شهر تبریز در مجلس شعر شهریار شیرین سخن آزربایجان را که روزگاری تفکرات فاشیستی او را نیز به ستوه آورد بود را میخواند و مجلس ایران بیش از حد ملتهب میگردد.
قیام آزربایجان عظیم ترین قیام در ایران بعد از روی کار آمدن حکومت اسلامی بوده است. و جالب است که عظیم ترین قیام این خاک علیه ظلم توسط عده ای معلوم حال به اسم پان ایرانیست به پان ترکیسم و … نسبت داده شد و کسی نپرسید آیا جمعیت بالای بیست میلیون آزربایجان همگی وابسته به گروهکی بودند؟
حقیقت این حادثه چنین بود که کاریکاتور روزنامه فقط یک چاشنی بود. در بیانیه ی مجمع دانشجویان دانشگاه تبریز در این ایام و در این اعتراض 25 تیتر مهم از تبعیضات علیه ملت تورک آورده شد.
شعارهای قیام خرداد 1385 بوی خفقان صدای صد ساله میداد. قیام آزربایجان مرثیه ای بر صد سال ظلم بود.
هارای هارای من تورکم!
تورک ها در هیچ شعاری جزایی برای کاریکاتوریست نیز نخواستند. در هیچ شعاری بسته شدن روزنامه را نخواستند!
بلکه این ها فقط کبریتی بود بر انبار باروت بغض و ستمی که بر گلوی آزربایجان نشسته بود. آزربایجان دردهای صد ساله ما قاشقایی ها، تورکمن ها، تورکان خراسان و حتی اعراب و لرها و بلوچها و … را در این قیام فریاد زد.
دردی که با نادیده گرفتن هویت ملت ها بوجود آمده بود. جمهوری اسلامی با گلوله به سراغ این فریادها می آید. زخم التیام نیافته ملت تورک از دوره رضا شاه برای احیا کردن دوران ساختگی قبل از اسلام درباره تاجیک ها شکل گرفت. وی برای پدید آوردن هویت ساختگی و جدید اقداماتی صورت داد که صدمات حاصله تاکنون نیز غیر قابل جبران بوده است. رنجش انسانی و فرهنگی چنان بی رحمانه بوده و هست که آنرا با هیچ قلمی نمیتوان نوشت. سیاست های سیستم نژادپرستی در ایران فقط به مسائل فرهنگی بسنده نکرده و نمیکند. این سیاسیت ها حتی سفره های مردم را نیز تحت تاثیر قرار داده. بعد از انقلاب نیز فقط به صورت صوری در قانون اساسی این حقوق نوشته شد و هیچکاه اجرا نشد. دیدگاه نژادپرستانه یکی از بزرگترین شهرهای دنیای اقتصاد در طی قرنها را یعنی تبریز را به زانو آورد. هویت تورکی به سخره گرفته شد و توهین ها عادی و عادی شد. و امروز به همین راحتی هویت تورک به هیچ انگاشته شده و سیستم نژادپرستانه و حامیانش تورک ها را تاجیکها(فارسها)یی میدانند که تورکی یاد گرفته اند.

 

 

Paylaşınız

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Cresta Help Chat
gönder